تبلیغات
♡کلاب رینبودشی♡ - داستان

داستان

دوشنبه 25 مرداد 1395 06:56 ب.ظ

کدوم سرعتی؟: ♥ Moon Magic ♥
خوب همون یه نظر کافی بود  قبل شروع داستان میخوام با رینبواستار اشنا شید دختر رینبو ساخت خودمه معنی ستاره ی رنگینکمانی درضمن اولاش درمورد رینبو نیست
برو ادامه
یه روز رینبو با رینبواستار رفته بودن پرواز اسکوتالو میاد میگه : سلام رینبواستار زود بیا .
رینبواستار : اسکوتالو ببخشبد من کیوتی مارکمو گرفتم اسکوتالو گفت : چطوری ؟
رینبو استار : خب راستش من با مامانم داشتیم پرواز میکردیم و من با تمام سرعت رفتم بعد دیدم یه ستاره ی بزرگ اومد که رنگین کمان داره اون کار من بود و بعد کیوتی مارکم ظاهر شد و اونو مامانم نشونم داد و من خیلی خوشحال بود . اسکوتالو : خوش بحالت خو پس بیا بریم با اپل بلوم و سویتی بل گشت بزنیم . رینبو استار  : بزن بریم . خداحافظ مامان . رینبو : خداحافظ دخترم . بعدش 4 دوست داشتن میرفتن تا اینکه توالایت رو دیدن . سویتی بل : چقدر پرنسس عجله داره . یهو یه اینه افتاد بچه ها توشو نگاه کردن و یه جادوی عجیبی اونا رو به یه جای عجیب میبره
*یک ساعت بعد در قصر پرنسس سلستیا *
توای : خب پرنسس سلستیا ...
یهو رینبو با چشم ناراحت با سورین میاد میگه :ببخشید پرنسس ها دخترم نیستش همه جارو گشتم نبود .
توای : وای اینه ی جادویی نیست نه رینبودش بچه ها به ی جای دور رفتن من میتونم باید یه ماشین زمان بسازیم امت یه هفته طول میکشه رینبو میگه : بخیال خودم میرم و.
* چند ساعت بعد *
سورین : رینبودش بیدار شو بابا کمرم شکست
رینبو : خخخخخرررپففف
سورین : ای بابا رییییییییییینننننننننننننبببببببببوووووووووووووووووووو
رینبو : وای چته بیدار شدم وای نگاه کن و باز همون اینه ی جادویی بود رینبو رفت پایین اونم یه جا دیگه رفت
رینبو : این کارو باید خودم انجام بدم  .
یهو زمین لرزه اومد

ادامه ندارد
نتیجه تصویری برای شکلک واتس اپ شکلک زبان
شوخی کردم
5 نظر برای ادامه بای





دیدگاه : برای ادامه
آخرین ویرایش: دوشنبه 25 مرداد 1395 07:36 ب.ظ